تبلیغات
مذهب امروز

مذهب امروز
تا آمدن منتقم زهرا ایستاده ایم 
نظر سنجی
به نظر شما آیا دانشنامه ی ویكی پدیا منبع مناسبی برای مطالب اعتقادی ،سیاسی و رسانه است وو می توان به آن استناد كرد ؟



لوگوی دوستان
<------- 120x60 ------->


شهدای کازرون ثامن تـــم محل لوگوی شما

در دوازدهم فروردین سال 1334، در خطة ذوق پرور اصفهان، در شهر قمشه، فرزندی مبارك از مادرزاده شد كه مایه افتخار و سربلندی دیار خود شد.


ابراهیم، قبل از اینكه چشم به جهان هستی بگشاید، آنگاه كه جنینی ناتوان در رحم مادر بود، به همراه پدر و مادر و خانوادهاش راهی سرزمین خون و شهادت -كربلای معلی- شد. او در كربلای حسینی، با تنفس مادر، بوی خون و شهادت را استشمام كرد و تربت مطهر حضرت اباعبداللهالحسین(ع) جان و روانش را عاشورایی كرد. آزادگی، حریت، شهامت، شجاعت، تسلیم، رضا، ادب و معصومیت تحفههایی بود كه در آن سرزمین الهی در وجود او شكوفه كرد.

 

محمدابراهیم در سایه محبتهای پدر و مادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكی را سپری كرد. این دوران نیز همانند زندگی بسیاری از كودكان هم سن و سال او طبیعی گذشت.

مادرش میگوید كه ابراهیم در پنج سالگی به نماز ایستاد و به مسجد رفت و پدرش به یاد میآورد وقتی به سن ده سالگی رسید، سوره مباركه یس و تعدادی از سورههای قرآن را فراگرفته بود.

 

با رسیدن به سن هفت سالگی وارد مدرسه شد. در دوران تحصیل از هوش و استعداد فوقالعادهای برخوردار بود، به طوری كه توجه همه را به خود جلب میكرد.

 

ابراهیم از همان سنین كودكی و هنگام فراغت از تحصیل، به ویژه در تعطیلات تابستان، با كار و تلاش فراوان مخارج تحصیل خود را به دست میآورد و از این راه به خانواده زحمتكش خود نیز كمك میكرد. او با شور و نشاط و محبتی كه داشت، به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دو چندان میبخشید.

 

پس از اتمام دوران ابتدایی و راهنمایی، وارد مقطع دبیرستان شد. او در دوران تحصیلات متوسطه اشتیاق فراوانی به رشته داروسازی نشان میداد. گرچه وضع مالی پدرش در آن حد نبود كه بتواند برای فرزند علاقهمندش بعضی لوازم پزشكی را تهیه كند، با این حال از آنچه برایش مقدور بود، دریغ نمیورزید. خود ابراهیم نیز با مبلغ اندكی كه از كار در مزرعه یا جای دیگر به دست میآورد، توانسته بود بخشی از امكانات مورد نیازش را فراهم كند.

 

در سال 1352 دیپلم گرفت و در كنكور سراسری شركت كرد. خانوادهاش آرزو داشتند نامش را در لیست پذیرفتهشدگان دانشگاه ببینند ولی چنین نبود. وقت اعلام نتایج، اسم ابراهیم در صدر اسامی ذخیرهها قرار داشت. پس از پایان مهلت ثبت نام و انصراف برخی از دانشجویان، انتظار میرفت كه اینبار ابراهیم به دانشگاه راه یابد ولی در كمال تعجب دیده شد كه اسامی تنی چند از ذخیرهها كه رتبه آنها پایینتر از وی بود، اعلام گردید ولی از نام او نشانی نیست.

 

پس از آن، ابراهیم تلاش بسیاری كرد؛ اعتراض كتبی نوشت و جر و بحث زیادی كرد ولی به دلیل نفوذ صاحب منصبان آن زمان در آموزش عالی راه به جایی نبرد و حق او ضایع شد.

 

عدم موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در ارادة او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد.

 

دو سال بعد، با اتمام تحصیل، به خدمت سربازی رفت؛ اگر چه راضی نبود زیر پرچم رژیمی كه مخالف آن بود دو سال عمر گرانبهای خود را تلف سازد. بنا به گفته خودش، تلخترین دوران جوانی او همان دوران سربازی بود. در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفكر و انقلابی مخالف رژیم ستمشاهی آشنا شود و به تعدادی از كتابهایی كه از نظر ساواك و دولت آن روز ممنوعه به حساب میآمد، دست یابد. مطالعه آن كتابها كه به طور مخفیانه و توسط برخی از دوستان برایش فراهم میشد، تاثیری عمیق و سازنده در روح و جان او گذاشت و به روشنایی اندیشهاش كمك شایانی كرد.

 

در سال 1356، پس از بازگشت به زادگاه و آغوش گرم و پرمهر خانواده، شغل معلمی را برگزید. او در روستاهای محروم و طاغوتزده مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم، در روزگار معلمی، با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی آشنا شد و در اثر همنشینی با علمای اسلامی مبارز، با شخصیت ژرف حضرت امام خمینی(ره) آشنایی بیشتری پیدا كرد و نسبت به آن بزرگوار معرفتی عمیق در وجود خود ایجاد كرد.

 

هر روز آتش عشق به امام(ره) در كانون جانش شعلهور میشد. او سعی وافری داشت تا عشق و علاقه به امام(ره) را در محیط درس گسترش دهد و جان دانشآموزان را كه ضمیرشان به صافی آب و آیینه بود، از عشق «روحالله» لبریز سازد.

 

او در خصوص امام(ره) و احكام مترقی اسلام همواره به بحث مینشست و دانشآموزان را به مطالعة كتابهای سودمند و روشنگر ترغیب مینمود. همین امر سبب شد كه در چندین نوبت از طرف ساواك به او اخطار شد لكن روح سركش و بیباك او به همة آن اخطارها بیتوجه و بیاعتنا بود. او هدف و راهش را بدون تزلزل و تشویش پی میگرفت و از تربیت شاگردان لحظهای غفلت نورزید.

 

با گسترده شدن امواج خروشان انقلاب، ابراهیم نیز فعالیتهای سیاسی خود را علنی كرد. حضور او در پیشاپیش صفوف تظاهركنندگان و سفر به شهرهای اطراف برای دریافت و نشر اعلامیههای رهبر كبیر انقلاب و ضبط و تكثیر نوارهای سخنرانی ایشان و سایر پیشگامان انقلاب، خاطراتی نیست كه به سادگی از اذهان مردم شهر و اعضاء خانواده و دوستانش محو شود.

 

وقتی انقلاب به ثمر رسید و اماكن اطلاعاتی ساواك شهرضا به دست مردم انقلابی فتح شد، پروندة سنگینی از ابراهیم به دست آمد. در این پرونده بیش از بیست گزارش و خبر مكتوب در تایید نقش فعال وی در صحنة تظاهرات و شورش علیه رژیم شاه به چشم میخورد كه در صورت عدم پیروزی انقلاب، مجازات سنگینی برای او تدارك دیده میشد. تیمسار «ناجی»، فرمانده نظامی وقت اصفهان، دستور داده بود كه هر جا او را دیدند با گلوله مورد هدف قرار بدهند.

 

ابراهیم پس از ابراز لیاقت در طول مبارزات و فعالیتها، چه قبل و چه پس از انقلاب اسلامی، در تشكیل سپاه پاسداران قمشه نیز نقش چشمگیری داشت. او عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران و مسؤولیت واحد روابط عمومی را به عهده گرفت و فعالیتهای خود را بعدی تازه بخشید.

به دنبال غائله كردستان، به شهرستان پاوه عزیمت كرد و مسؤولیت روابط عمومی سپاه آنجا را به عهده گرفت. پس از یك سال خدمت در كردستان، به همراه حاج احمد متوسلیان، به مكه مشرف شد.

 

با شهادت «ناصر كاظمی» به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحمیلی در این سمت باقی ماند.

 

با شروع عملیات رمضان، در تاریخ 23/4/61 در منطقه شرق

بصره، فرماندهی تیپ 27 محمدرسولالله(ص) را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء این یگان به لشكر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهی آن لشكر انجام وظیفه كرد.

 

در عملیات مسلمبنعقیل(ع) و محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را كه شامل: لشكر 27 حضرت رسول(ص)، لشكر 31 عاشورا، لشكر 5 نصر و تیپ 10 سیدالشهدا بود، به عهده گرفت.

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشكر 27 تحت فرماندهی او در عملیات والفجر چهار و تصرف ارتفاعات كانی مانگا هرگز از خاطرهها محو نمیشود.

 

اوج حماسه آفرینی این سردار بزرگ در عملیات خیبر بود. در این مقطع، حاج همت تمام توان خود را به كار گرفت و در آخرین روزهای حیات دنیویاش، خواب و خوراك و هرگونه بهرة مادی از دنیا را برخود حرام كرد و با ایثار خون خود برگی خونین در تاریخ دفاع مقدس رقم زد.

 

سرانجام، فاتح خیبر -سردار بزرگ اسلام حاج محمدابراهیم همت- در تاریخ 17 اسفندماه سال 1362 در جزیره مجنون به دیدار معبود خویش شتافت و به جمع دوستان شهیدش ملحق شد. روحش شاد و یاد جاودانهاش گرامی باد. 




طبقه بندی: شهدا،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ علیرضا رمضانی ]
.: Weblog Themes By شهدای کازرون :.

درباره وبلاگ


شیعه به روز دنبال اسلام امروزی نیست و تلاش می کند شیعه ی زمان علی (ع) راامروزه به شما نشان دهد.همراه ما باشید.اگر دوست دارید نویسنده شوید،نظر بگذارید وبه اطلاع ما برسانید.با تشکّر
تاسیس 1391/10/9

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) وصیت شهدا
ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
دعای فرج حدیث موضوعی آیه قرآن تصادفی